تبليغاتX
کدی - از فرصت سوزی تا فرصت سازی

کدی

فرهنگی

اینجا گویی همیشه موازنه ای در جریان است ؛ برای حفظ تعادل در سطح ، گاهی تا مرز یکنواختی محض و حاصل همیشه رخوت اجتماعی و عدم پویایی و ارتقاء فرهنگی است .

اینجا هر حرکت و تقلایی با بحثهای سلیقه ای و محافظه کاری فکری و ملاحظات جناحی همراه می شود و عقیم می ماند .

اینجا هیچگاه هیجان هدفمند فرصت تبدیل به جاذبه را نمی یابد و افراد در گوشه گیریهایشان فقط در پی حفظ آرامش شکننده خود هستند . با این وعده که تا زمانی دیگر وقتی دیگر و شرایطی مهیاتر و با این استدلال که ما دعوا نداریم ، ما دنبال شهرت جهانی نیستیم ، ما آنقدر خودمان را می شناسیم که نیازی به ابراز وجود نمی بینیم برای خود رضایت خاطری کسب می کنند .

 آری ما همیشه مفری برای کسب رضایت خاطر خود می یابیم .

این مسئله شاید ناشی از این باشد که گروهی از ما هنوز خود را در مرحله جستجوی هویت فرهنگی می بینند و در حال وامگیری پراکنده از الگوهایی بعضا آشکارترند . ایجاد ناهماهنگی و پدید آمدن تنش اولین معضل این نوع بینش است . همیشه نفی خود با سایه نشینی قامت دیگران همراه است و مقدمه ای است برای گریزی ناگزیر که سالهاست درگیر آنیم .

به گمان من دیگر وقت آن است که به خود مجال حرف زدن بدهیم . بايد از آغاز بگوییم و نشانه ها را كنار هم بنشانیم و داشته هایمان را از دنياي خاطرات اين و آن بيرون بكشانیم . بايد یکدیگر را واداریم تا به ياد آوریم و نگويیم آن قديمها و آن قديمها و هر جمله را با يك فعل گذشته كوتاه به انتها برسانیم ، گويي كه ديگر هيچ حرفي نگفته نمانده است . بپذیریم که خاطره يك جريان سيال است . اصل است . اثيري است . روح دارد و پيوسته نو مي شود ؛ با هر بار گفتن ، با هر بار شنيدن . درست است كه نمي شود در خاطرات معلق ماند . درست است كه لحظه غنيمت است و نمي شود آن را به آني نبود تباه كرد امّا بعضي چيزها كهنه نمي شوند . بعضي چيزها به قدمت معتبرترند ! ما سالهاست که داشته ها و قابلیتهایمان را فراموش کرده ایم .

چرا باید همیشه منظر بمانیم تا کسی بیاید و بپرسد اینجا چه خبر است و چه دارید و چه ندارید و ما جمع شویم گرد یک غریبه که با تعبیرهای غریبش ما را توی دنیای خدا غریبانه تر رها کند . همیشه ما را غریبه پرست خوانده اند . این تعبیر را می شود از سویی دیگر هم معنا کرد . ما با غریبه ها بهتر رفتار می کنیم تا با خودمان ، در حالی که ما برای بیان هویت خود محق تریم . از یاد نبریم که اصل برقراری هر رابطه شناخت است و آنچه که سبب شناخت می شود شناساندن است و شناساندن یعنی اعطای فرصت درک خود به دیگران .

هر چیز بااصالتی قدرت تاثیرگذاری دارد . مبنای تحول می شود . وابستگی معنوی به وجود می آورد . جامعیت و مرکزیت می سازد . تامین کننده نیاز فکری جامعه می شود و به ما نگاهی همه جانبه گرا و خلاق می بخشد . اگر برای فرهنگ ، تاریخ و هویت خود اصالت قایلیم باید فرصت سازی کنیم . باید بپذیریم که لازم نیست حتما شبیه هم باشیم تا همجهت و هم هدف شویم .

فرصت سازی فرهنگی یک جسارت جمعی می خواهد تا زمینه ساز بروز تجربه هایی تازه  و رشد همه جانبه این سامان گردد .

+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 22:7 توسط اعظم آیتی زاده |