مبنای هر تعامل سازنده در جامعه توجه به اشتراکات و تجانسات فرهنگی است . زمانی پای چالش و منازعات به میان باز می شود که به جای درک مناسب از تفاوتها ، به حذف مخالفها بپردازیم . متاسفانه جامعه ما درگیر یک پیشینه سکوت بوده است . اکنون همه می دانیم که هدف باید از الگویی صرفا ذهنی به سمت ساختاری عملی حرکت کند و آنچه می تواند واسطه این دو باشد بیان است . بیانی دلالت گرا که سبب همبستگی افراد پراکنده جامعه شود . ما به یک هویت مستقل شهروندی نیاز داریم . درک و پذیرش مفاهیمی که سکونت در اینجا را برایمان دلخواه کند . اکنون متاسفانه دچار برانگیختیهای احساسی می شویم و به جای انتقال مفاهیم به پرخاشگری می پردازیم . بیان خواسته ها و انطباق سیاستگذاریها با آنها ، تضمین کننده منافع شهری خواهد بود . در این میان نقد نقش بارزی خواهد داشت اگر درست انعکاس یابد و بدور از سوء تعبیرها ارزیابی شود . نقد و بیان نظریه ها نمود قدرت پنهانی است که همیشه منجر به شناخت کاملتر می شود . پس باید تلاش کنیم که رقابت بازدارنده را تبدیل به چاره اندیشی محققانه کنیم و فراموش نکنیم که ارزش قلم و بیان والاتر از بسط تنازعات و جدلهاست ؛ البته جایگاه دفاع منطقی همواره محفوظ است .
+
نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 17:2 توسط اعظم آیتی زاده
|
